پولی شدن آموزش و چالش عمومی عدالت آموزشی
روایت معلمان از نابرابری آموزشی در مدارس
به گزارش بلک بلاگ، محققان در یک پژوهش دانشگاهی، به سراغ داستانهای معلمان رفته اند تا تصویری روشن تر از وضعیت کنونی آموزش و دستاوردهای برخی تغییرات ساختاری آن بر زندگی دانش آموزان در یک شهر بزرگ عرضه کنند.
به گزارش بلک بلاگ به نقل از ایسنا، آموزش در جوامع امروزی تنها یک پروسه یادگیری ساده نیست، بلکه نهادی تعیین کننده در تشکیل مسیر زندگی افراد به شمار می آید. خیلی از نظریه پردازان اجتماعی اعتقاد دارند که آموزش می تواند زمینه ساز تحرک اجتماعی باشد و به افراد، خصوصاً از طبقات کم درآمد، امکان دهد با افزایش مهارت و دانش، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خودرا بهبود بخشند. از این منظر، مدرسه و دانشگاه ابزارهایی برای کاهش نابرابری و ایجاد فرصتهای برابر تلقی می شوند. وقتی آموزش به درستی عمل کند، استعدادها جایگزین جایگاه خانوادگی می شوند و افراد می توانند صرف نظر از پیشینه اجتماعی، مسیر پیشرفت را طی کنند. به همین دلیل، آموزش همیشه در کانون توجه سیاست گذاران و محققان حوزه عدالت اجتماعی قرار داشته است.
در مقابل، برخی دیدگاه ها نشان می دهند آموزش همیشه نقش برابرکننده ندارد و حتی می تواند به بازتولید نابرابری ها منجر شود. اگر دسترسی به امکانات آموزشی، کیفیت مدارس یا فرصتهای یادگیری برای همه یکسان نباشد، نظام آموزشی بجای کاهش شکاف های اجتماعی، آنها را تثبیت می کند. عدالت آموزشی در چنین چارچوبی به مفهوم فراهم بودن فرصتهای برابر برای همه افراد است، بگونه ای که عوامل مالی، فرهنگی یا اجتماعی مانعی برای یادگیری نباشند. بحث بی عدالتی آموزشی معمولا در چارچوب تفاوت میان مناطق مختلف، میان گروههای اجتماعی و میان خانواده های برخوردار و کم برخوردار مطرح می شود. این مسئله در سالهای اخیر، هم زمان با پررنگ ترشدن نقش پول در حوزه های مختلف زندگی، اهمیت بیشتری یافته است.
در همین زمینه، اسدالله بابایی فرد، دانشیار جامعه شناسی گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی و حقوق دانشگاه کاشان، به همراه دو نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره ی وضعیت آموزش انجام داده اند. این مطالعه که بر یکی از شهرهای بزرگ کشور تمرکز دارد، بطور مشخص به بررسی دستاوردهای گسترش نگاه اقتصادی به آموزش و تاثیر آن بر عدالت آموزشی پرداخته است. پژوهشگران در این مطالعه تلاش نموده اند از زاویه تجربه های معلمان نشان دهند که چه طور تغییرات اخیر در نظام آموزشی، شیوه دسترسی دانش آموزان به فرصتهای یادگیری را تحت تاثیر قرار داده است.
روش انجام این مطالعه کیفی بوده و بر گفتگو با معلمان استوار شده است. محققان با انجام مصاحبه های عمیق با ۳۰ نفر از معلمان مدارس مختلف شهر تبریز، تلاش نموده اند تجربه ها، مشاهدات و برداشت های آنها را درباره ی وضعیت آموزش گردآوری کنند. سپس این روایتها با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شده تا الگوها و مفاهیم مشترک شناسایی شوند.
یافته های پژوهش نشان می دهند که گسترش نقش پول در آموزش، بطور معنادار و قابل توجهی به نابرابری در مدارس دامن زده است. برمبنای روایت معلمان، آموزش که باید مسیر تحرک اجتماعی و دسترسی برابر به فرصت ها باشد، کم کم به حوزه ای تبدیل گشته که کیفیت آن با توان مالی خانواده ها گره خورده است.
تمایل به مدارس غیردولتی، تفاوت در دسترسی به آموزش با کیفیت و نقش فقر خانواده ها همچون محورهای اصلی مطرح شده در یافته هاست. این شرایط سبب شده است برخی دانش آموزان از امکانات گسترده آموزشی بهره مند شوند، درحالی که گروهی دیگر با محدودیت های جدی رو به رو هستند.
بنا بر تأکید محققان، این روند دستاوردهای آموزشی و اجتماعی گسترده ای به همراه دارد. کاهش نقش تربیتی مدرسه، تاثیر نابرابر آموزش مجازی به سبب تفاوت در دسترسی به ابزارهای دیجیتال و فشار اقتصادی بر خانواده های کم برخوردار، همچون مواردی هستند که زمینه بی عدالتی آموزشی را تقویت می کنند. بگفته معلمان، در چنین شرایطی آموزش برای برخی خانواده ها به اولویتی کم رنگ تبدیل می شود و این مسئله می تواند به افت انگیزه تحصیلی و حتی ترک تحصیل منجر شود.
پژوهش فوق که نتایج آن در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی منتشر شده اند، همین طور نشان میدهد که پولی شدن آموزش تنها یک مسئله مدرسه ای نیست، بلکه پدیده ای ساختاری و اجتماعی است. برمبنای تحلیل روایت ها، سرمایه فرهنگی و اقتصادی خانواده ها اهمیت بالای ی در بهره مندی از آموزش دارد. خانواده های برخوردار با استفاده از کلاس های تقویتی، معلم خصوصی و مدارس غیردولتی تلاش می کنند موقعیت فرزندان خودرا تقویت نمایند، درحالی که خانواده های کم برخوردار به سبب هزینه ها، امکان چنین سرمایه گذاری هایی را ندارند. این تفاوت ها در نهایت به تثبیت شکاف های آموزشی منجر می شود.
به علاوه، گسترش آموزش مجازی بعد از دوران کرونا، بااینکه فرصت هایی ایجاد کرده، اما به سبب دسترسی نابرابر به اینترنت و ابزارهای دیجیتال، خود به عاملی برای تشدید نابرابری تبدیل گشته است.
پژوهشگران درنهایت و با اشاره به این یافته ها، بر ضرورت سیاستگذاری در سطوح مختلف برای رفع معضل مهم فوق تاکید کرده اند؛ از حمایت بیش از مدارس دولتی در مناطق کم برخوردار گرفته تا نظارت دقیق تر بر آموزش خصوصی و طراحی برنامه های حمایتی برای دانش آموزان محروم.
به طور خلاصه بحث بی عدالتی آموزشی معمولاً در قالب تفاوت میان مناطق مختلف، میان گروه های اجتماعی و میان خانواده های برخوردار و کم برخوردار مطرح می شود. سپس این روایتها با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شده تا الگوها و مفاهیم مشترک شناسایی شوند. این شرایط سبب گشته است برخی دانش آموزان از امکانات گسترده آموزشی بهره مند شوند، درحالی که گروهی دیگر با محدودیت های جدی روبه رو هستند.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب