معینی مطرح كرد؛

حافظ بارها دیوانش را بازبینی و اصلاح کرده است

حافظ بارها دیوانش را بازبینی و اصلاح کرده است

به گزارش بلک بلاگ، محسن معینی اظهار داشت: اولین بار این مرحوم قزوینی بود که به بازبینی و ویرایش حافظ بر شعر خودش اشاره نمود. امروز خیلی از استادان به این باور دارند که حافظ بارها و بارها دیوان را اصلاح کرده است.



به گزارش بلک بلاگ به نقل از مهر، نشست هفتگی شهر کتاب در سه شنبه ۱۷ آبان به سخنرانی محسن معینی در رابطه با «نقد و بررسی رویکردها به شخصیت و شعر حافظ در سده ی اخیر» اختصاص داشت.
در این جلسه، محسن معینی پژوهشگر اظهار داشت: حافظ شیرازی یکی از محبوب ترین شاعران کشور ماست. در هر خانه ای در کنار قرآن کریم دیوان حافظی هست. خیلی از مردم کشورمان با دیوان او اُنس دارند و گمان می کنند چون خیلی زیاد دیوان حافظ می خوانند، با حافظ و افکارش هم آشنایند. اما اینگونه نیست. زیاد حافظ خواندن نمی تواند گواهی بر شناخته شدگی حافظ و افکارش در بین مردم باشد. در عوض میتوان اظهار داشت که بعضی از حافظ پژوهان بیشتر با تمایلات و پیش فرض های خودشان به سراغ حافظ رفته اند و به بیانی، با گمان و ظن خودشان با حافظ آشنا شده اند.
وی اضافه کرد: از سال ۱۳۰۰ تا کنون پژوهش های زیادی در رابطه با حافظ و آثارش انجام شده است و افکار و نظرات متناقضی دربارهٔ شعر و شخصیت او مطرح گردیده است. مبحث پایان نامه دکتری من هم نقد و بررسی رویکرد های متعدد به شعر و شخصیت حافظ (از سال ۱۳۰۰ تا کنون) بوده است. در اینجا برخی سرفصل ها و رئوس مطالب این پایان نامه را مطرح می کنم.
وی در ادامه در مورد رویکرد متن شناختی، رویکرد ادبی یا معناشناختی، رویکرد بلاغی، رویکرد تاریخی، رویکرد جغرافیایی، رویکرد سیاسی، رویکرد عملی، رویکرد هنری، رویکرد اخلاقی، رویکرد دینی، رویکرد مذهبی، رویکرد مذهبی، رویکرد تأویل مذهبی، رویکرد فقهی و حقوقی، رویکرد کلامی به شخصیت و شعر حافظ، رویکرد عرفانی، رویکرد عشق زمینی به حافظ، رویکرد خیامی-الحادی، رویکرد مخالفت با حافظ، رویکرد های نو به شعر حافظ توضیحاتی عرضه داد و اظهار داشت: رویکرد متن شناختی یکی از رویکرد های مهمی است که از سال ۱۳۰۰ دربارهٔ دیوان حافظ شکل گرفت. قبل از این زمان، مردم «دیوان حافظ» را با چاپ محمد قدسی می شناختند.
وی افزود: در ابتدای قرن، سیدعبدالرحیم خلخالی چاپی از دیوان حافظ عرضه داد که ایرادهایی داشت و سبب شد علامه قزوینی و قاسم غنی نسخهٔ اساس خلخالی را اساس قرار دهند و کار او را باردیگر تصحیح کنند. این تصحیح امروز یکی از تصحیح های خوب «دیوان حافظ» است. از این دوره به بعد پژوهش هایی با رویکرد متن شناختی صورت گرفت؛ از آن جمله مقالات خانلری که بعدها به صورت کتاب درآمد؛ تصحیح حسین پژمان بختیاری که البته در مواردی ذوقی است؛ تصحیح پرویز ناتل خانلری بر «دیوان حافظ» که یکی از تصحیح های معتبر میان استادان زبان و ادبیات فارسی است.
وی اضافه کرد: در ادامهٔ بحث رویکرد متن شناختی که در آن بیشتر تصحیح دیوان مد نظر بوده است، تحقیقات و تصحیح های زیادی هست که از معتبرهای آنها میتوان به تصحیح رشید عیوضی، تصحیح سلیم نیساری؛ «حافظ به تلاش سایه» تصحیح مهمی است گرچه تصحیح ذوقی را دخالت داده است در چند مورد و تصحیح حدودا ذوقی تر انجوی شیرازی اشاره نمود.
معینی در رابطه با رویکرد ادبی یا معناشناختی اظهار داشت: در رویکرد ادبی و معناشناختی منظور در درجهٔ اول شرح های دیوان حافظ است. این پژوهشگران حافظ را صرفا ادیب دانسته اند و اگر به سراغ دیوان حافظ رفته اند برای شرح ابیات حافظ او بوده است. در دورهٔ پهلوی اول، حدودا شرح کاملی نداریم که ایرانیان نوشته باشند، هرچند مقالاتی در مجلات هست.
وی افزود: در دوره پهلوی دوم وارد شرح های دیوان حافظ می شویم؛ شرح هایی مانند «در جست وجوی حافظ» رحیم ذوالنور، «درسی از حافظ» علی اصغر حکمت و «حافظ نامه» سیدعبدالکریم خلخالی. اما در همان دوره پژوهش های تاریخی قاسم غنی و «حافظ شیرین سخن» محمد معین هست. در دوره های بعد، بخش حافظ «شعر العجم» شبلی نعمانی نکات بسیار مهمی دارد که حتی مرحوم ادوارد براون در «تاریخ ادبیات» از آنها بسیار متأثر است. همچنین، کتاب هایی چون «نقشی از حافظ» علی دشتی، «مکتب حافظ» منوچهر مرتضوی، «در کوی دوست» شاهرخ مسکوب؛ پژوهش های ادبی و شرح حسین علی هروی.
وی در ادامه مهم ترین شروح ابیات حافظ با رویکرد ادبی چنین برشمرد: «شرح غزل های حافظ» حسین علی هروی، «حافظ نامهٔ بهاالدین خرمشاهی، «آینهٔ جام» عباس زریاب خویی، «شرح جنون» احمد بهشتی شیرازی، «درس حافظ» محمد استعلامی، «تأمل در حافظ» محمد اسلامی ندوشن، «شرح شکن زلف» فتح الله مجتبایی، «شرح شوق» سعید حمیدیان، «یک نکته از این معنی» ابراهیم قیصری، «شرح تحقیقی دیوان خواجه حافظ شمس الدین محمدحافظ شیرازی» رستگار فسایی و مقالات بسیار در شرح ابیات حافظ در سالهای اخیر با رویکرد ادبی انجام شده است.
وی اضافه کرد: از مهم ترین پژوهش های ادبی با دیدگاهی ادبی تر به شعر حافظ میتوان به «موسیقی شعر» محمدرضا شفیعی کدکنی، «ذهن و زبان حافظ» و «چهارده روایت» بهاالدین خرمشاهی، «حافظ شناخت» عبدالعلی دستغیب، «زین آتش نهفته که در سینهٔ من است»، «حافظ و جام جم»، «گلگشت در شعر و اندیشهٔ حافظ» محمدامین ریاحی، «ماجرای پایان ناپذیر حافظ» محمد اسلامی ندوشن، «حافظ آینه دار تاریخ» پرویز اهور، «حافظ جاوید» هاشم جاوید اشاره نمود.
معینی اظهار داشت: یکی از عناوینی که با نگاه به طور عمده ادبی به شعر حافظ مطرح گردیده است، بحث حافظانگی و راز ماندگاری حافظ است. از قدیم این بحث مطرح بوده است که چه چیزی باعث محبوبیت و ماندگاری حافظ می شود و چرا دیگر شعرا بدین درجه از محبوبیت و ماندگاری نرسیده اند؟ زین العابدین مؤتمن دربارهٔ سرّ شهرت حافظ معتقد می باشد که حافظ سبک سعدی و مولوی را (که دو سبک مختلف بود) با یکدیگر درآمیخت و آنرا با سلیقهٔ خاص خود ممزوج کرد و سبکی نو در غزل پدید آورد که تا به امروز خیلی از شاعران از او تقلید کرده اند. مؤتمن سبک مولانا را شامل ذوق لطیف عرفانی و شور و جذبه و مستی و سبک سعدی را عواطف و حسیات شدید عاشقانه و دلباختگی ها و بی قراری ها و مراتب عشق ورزی با حوریان بهشتی از دریچهٔ فردوس به ساحت دنیا خزیده ذکر کرده است و این هر دو به نظرش در شعر حافظ جمع شده است.
وی افزود: اسماعیل خویی سر جاودانگی حافظ چنین را بیان کرده است که «از رازهای بزرگ جاودانگی حافظ به راستی در چندگونه بودن، چندگانه بودن، چند رو بودن و چند لایه داشتن معنای هر یک از والاترین سروده های اوست و اینست که تا جاودان، یعنی تا هنگامی که اندیشه آزاد و آفریننده انسان همچنان آزاد و آفریننده باشد، بی شک هر کسی از ظن خود یار حافظ خواهد شد، مگر آن روزی بیاید و روزگاری که در آن استبداد کامپیوتری روان شناسانه با روش های بی امان مغزشویی درون همهٔ آدم ها ماشین ها را به سویی ویژه برنامه ریزی و کوک کند که چنین نخواهد شد. هیچگاه و هیچگاه چنین مباد.»
وی اضافه کرد: داریوش آشوری در نوشته ای با نام «جان و جهان هم سخنی نیما و حافظ» در کتاب «شعر و اندیشه» معتقد می باشد که نیما شاعر را کسی می داند که هر طور احساساتش می گوید شعر بگو، شعر بگوید و شعر حافظ را موسیقی احساسات انسانی می داند. نیما حافظ را شاعری می داند که با سیر در عالم احساس، به عبارت دیگر با سیر در ذهنیات و نفسانیات خود بر پایهٔ ژنی خود، این موزیک احساسات انسانی را تصنیف کرده است.
معینی اظهار داشت: تقی پورنامداریان معتقد می باشد که شعر حافظ با آنکه در طول قرون با مردم زندگی کرده است، هیچگاه کهنه نشده است و هنوز حافظ زنده ترین شاعر معاصر است. پورنامداریان معتقد می باشد خروج حافظ از قلمرو اقتدار زبان همچون شگردهای حافظ بوده است و همین سبب شده که مردم با شعر او فال بگیرند و شاعر مطالبی را بیان می کند که نمی توانید مصداقی برای شان بیان کنید. درحال دیگر، ممکنست آن شعر مصداق داشته باشد، اما بافت موقعیت این اجازه را نمی دهد که مصداق حاصل از مفهوم اصل کلمات را قبول نماییم. پورنامداریان معتقد می باشد که این خلاف عادت هایی چون آمیختن شعر عارفانه با عاشقانه و کلمات را در معانی محتمل دیگر به کار بردن و حتی حافظ قرآن بودن و مرتباً از شراب و می سخن گفتن است که منجر به انس گرفتن مردم با حافظ و جاودانه تر شدن او شده است.
وی اضافه کرد: از موضوعات رویکرد ادبی میتوان به مقایسه شعر حافظ با دیگران نظیر سعدی و خواجوی کرمانی؛ بازبینی حافظ بر شعرهای خودش؛ بحث ساختار گسسته اشعار و غزلیات حافظ؛ توالی و ترتیب ابیات؛ مبحث تأویل پذیری شعر حافظ اشاره نمود.
وی افزود: اولین بار این مرحوم قزوینی بود که به بازبینی و ویرایش حافظ بر شعر خودش اشاره نمود. امروز خیلی از استادان به این باور دارند که حافظ بارها و بارها دیوان را اصلاح کرده است. از آن جمله، شفیعی کدکنی می گوید، اگر از برخی موارد استثنایی صرف نظر نماییم، بخصوص در دایرهٔ نسخه های کهن سال دیوان حافظ تا قرن نهم عامل اصلی اختلاف میان نسخه ها شخص خود شمس الدین محمدحافظ شیرازی است و هیچ کاتب و نسخه برداری را در آن دخالتی نیست. امروز بر همهٔ دوستداران جدی حافظ که مباحث اختلاف بین نسخه ها را تا حدی تعقیب می کنند مثل روز روشن است که حافظ در سراسر حیات ادبی خویش پیوسته درحال پرداختن و تکامل بخشیدن به جوانب متعدد هنر خویش بوده است این تغییرات گاه در اثر فشار سیاسی و اجتماعی عصر در شعر او چهره می نموده است و گاهی در اثر دگرگونی در مبانی جمال شناسی هنر او.
معنی اظهار داشت: خرمشاهی بحث ساختار گسستهٔ اشعار و غزلیات حافظ را با عنوان «نظریهٔ پاشانی» نامگذاری کرده است. البته این امری نیست که امروز مطرح شده باشد. گفته شده است که شاه شجاع هم به این نکته اشاره نموده است و در پاسخ حافظ این امر را علت موفقیت خود می شمارد. این در حالیست که در شعر سعدی و شاعران قبل از سعدی وحدت موضوعی وجود داشته است. این نظر پرورانده شده است و بسیاری به آن اشاره کرده اند، اما مخالف هم داشته است. اما در نهایت، ابوالحسن نجفی در معرفی «دیوان حافظ» در رابطه با بحث وحدت مضمون نوشته است که «سرانجام چاپ نهایی «دیوان حافظ» به این توهم دیرینه پایان می دهد که هر بیت حافظ معنایی مستقلی از دیگر ابیات غزل دارد.
وی اضافه کرد: حالا برای اولین بار در تاریخ چاپ های «دیوان حافظ» می بینیم که در پرتوی دقتی که خواندنی در تنظیم و ترتیب ابیات به کار برده است، هر غزل حافظ در حول یک مضمون واحد دور می زند و هر چند که دریافت آن در نظر اول به سادگی دست ندهد». بحث توالی و ترتیب ابیات را اولین بار مرحوم مسعود فرزاد در سال ۱۳۲۱ بیان کرد و سپس کتاب «اصالت و توالی در غزل های حافظ» را نوشت. این بحث ادامه پیدا کرد و فرزاد موافقان بسیار و مخالفانی اندک داشت. پورنامداریان هم ساختار ویژهٔ شعر حافظ را جدا از شخصیت او نمی داند و معتقد می باشد ظاهر پریشان شعر او بر شالودهٔ نظمی باطنی شکل گرفته است که از آن حادثهٔ ذهنی در حالت بی خویشی برانگیخته است و اشتیاق مایه و پایه اش را به دست داده است.
معینی دربارهٔ رویکرد تاریخی و هنری در شعر حافظ اظهار داشت: این رویکرد از سال ۱۳۰۰ شروع شده است و مباحثی چون شهادت حافظ و مدایح و تاریخ گذاری غزلیات را در برمی گیرد. از جمله، این که محمد گلندام در مقدمه دیوان حافظ از تعبیر شهید برای او بهره برده است. بعدها هم افرادی مثل احمد شاملو افسانه پردازی هایی کرده و حافظ را مبارز و در نهایت شهید دانسته اند. البته این نظر رد شده است. اولین بار شفیعی کدکنی اشاره نمود که شهید در اینجا به مفهوم حاضر و آگاه و شاهد است. عمادی حائری هم در مقاله ای بر این امر تاکید کرده است. معروف ترین آثار با رویکرد هنری دربارهٔ شعر حافظ «حافظ و موسیقی» حسینعلی ملاح است که مطالب موسیقیایی شعر حافظ را در کتابی مفصل نوشته است. از اینجاست که برخی حافظ را موسیقی دان هم دانسته اند. از سوی دیگر، علی موسوی گرمارودی هم در مقاله ای مطالب مربوط به خوشنویسی از میان شعرهای حافظ جمع آوری کرده است.
این پژوهشگر در ادامه در رابطه با رویکرد دینی و عرفانی در شعر حافظ اظهار داشت: رویکرد دینی در اینجا غیر از رویکرد مذهبی است. در اینجا کسانی به دنبال احادیث و ابیاتی که در آنها تلمیحی یا حدیثی یا آیه ای از قرآن هست به سراغ حافظ رفته اند و باتوجه به غزلیات حافظ را متدین و مسلمان واقعی دانسته اند. در این بین کسی مانند احسان طبری حافظ را تماماً ملحد دانسته است؛ هرچند پس از انقلاب نظرش عوض شد. در رابطه با اثرپذیری از قرآن و حدیث و برداشت های صریح حافظ از قرآن بسیار نوشته اند. از طرف دیگر، بعضی از کیش مهر در شعر نوشته اند و برخی باتوجه به مطالبی از آئین ایران باستان به زرتشتی بودن حافظ ظن برده اند. همچنین، در این رویکرد، بحث تخلص حافظ هم مطرح است. در رویکرد کلامی به شخصیت و شعر حافظ هم بر این باور بوده اند که حافظ جبرگرا بوده و برخی این امر را رد کرده اند. همچنین باتوجه به ابیاتی حافظ را شیعه دانسته اند، اما برخی استادان این را هم رد کرده اند.
وی اضافه کرد: از شروع سال ۱۳۰۰ تا کنون بسیاری حافظ را عارف دانسته اند، هر چند عبدالرحمن جامی گفته است که مشخص نیست دست ارادت به پیر خانقاهی داده باشد. در این رویکرد توجه به مضامین عرفانی بررسی شده است. در این رویکرد بحث ملامتی، اویسی یا قلندری بودن حافظ؛ بحث مقایسهٔ حافظ با عارفان دیگر همچون ابن فارض، ابن عربی، شاه نعمت الله ولی، روزبهان بقلی، «مرصاد العباد» نجم الدین رازی، «کشف الاسرار» رشیدالدین میبدی، «سوانح العشاق» احمد غزالی؛ وجه معنایی لقب لسان الغیب و ترجمان الاسرار مطرح بوده است.
وی افزود: بعضی از نویسندگان و حافظ پژوهان در صد سال اخیر حافظ را صرفا شاعری دانسته اند که در شیراز عاشق محبوبی واقعی بوده است، نه این که پشت این حرف های عاشقانه عشقی الهی نهفته باشد. معروف ترین و نخستین فردی که این مساله را پیش کشید، ذبیح بهروز بود که نظراتش میان شاگردانش، اکبر آزاد و علی حصوری، گسترش یافت. جمال زاده هم جاهایی اشاره نموده است که در خیلی از ابیات حافظ شراب همان شراب است و نه شراب عرفانی. محمود درگاهی و هما ناطق هم در این خصوص با جمال زاده هم نظرند.
معینی اظهار داشت: از شروع قرن ۱۳۰۰ تا کنون کسانی چون صادق هدایت، احسان طبری، محمدعلی معیری، احمد شاملو، محمد عاصمی، علی دشتی، حافظ را خیامی می دانند و معتقدند که حافظ پیرو خیام بوده است. آنها براین باورند که هم اشعار حافظ شکل و ظاهر خیامی دارد هم حافظ روشنفکری ملحد بوده است. اینان همگی نگاهی خیامی الحادی داشته اند. مخالفت با حافظ هم رویکرد مهمی است که اولین بار در قالب مقاله ای جمع وجور دکتر اکبر ثبوت در دانشنامهٔ جهان اسلام نوشته شد. محمدکاظم هزار جریبی، احمد کسروی، سیدابوالفضل برقعی قمی، محمدجواد خراسانی، اقبال لاهوری، نیما یوشیج در جاهایی از حافظ انتقاد کرده اند و با او مخالفت کرده اند.
وی در رابطه با رویکرد علمی اظهار داشت: در رویکرد علمی، هر کسی باتوجه به تخصص خودش به سراغ دیوان رفته و واژگان تخصص خودش را درآورده است. سرافراز قزوینی کتابی دربارهٔ مطالب نجومی دیوان حافظ نوشته و حتی حافظ را منجم دانسته است.
معینی در ادامه دربارهٔ رویکرد های نو در حافظ پژوهی اظهار داشت: در دهه اخیر رویکرد های تازه ای به میدان حافظ پژوهی وارد شده اند که بعضی از آنها عبارت اند از رویکرد فلسفی، رویکرد اجتماعی، رویکرد روان شناختی، رویکرد جامعه شناختی، رویکرد انسان شناختی، رویکرد نشانه شناختی، رویکرد ساختارشکنی، رویکرد اسطوره شناختی، رویکرد هرمنوتیکی، رویکرد زبان شناسی، رویکرد بینامتنی و رویکرد منطق مکالمه.
وی اضافه کرد: خیلی از حافظ پژوهان در صد سال اخیر حافظ را فیلسوف می دانستند و می گفتند حافظ فلسفهٔ خاصی داشته است. اولین بار شبلی نعمانی حافظ را فیلسوف خوانده است و ادوارد براون به این اظهارنظر توجه کرده است. محمود هومن، در کتاب «حافظ مفصل»، مصطفی رحیمی در کتاب «حافظ اندیشه»، محمدجواد فرزان در کتابی سه جلدی، اسماعیل خویی، اقبال آشتیانی و قاسم غنی حافظ را صاحب فلسفه دانسته اند. خدیجه حاجیان هم در رابطه با موضوعات فلسفی در دیوان حافظ بحث کرده و حافظ را واجد یک فلسفه دانسته است.
وی درباب رویکرد اجتماعی اظهار داشت: رویکرد اجتماعی دو وجه دارد: یکی تاثیر باورها و رسوم اجتماعی بر شعر حافظ و دیگری، تاثیر حافظ بر مردم. اولی به آنچه از آداب و رسوم اجتماعی در شیراز در ذهن حافظ بوده است و در شعرش نمود یافته است، توجه دارد. همچنین، تاثیر باورهای مردم بر شعر حافظ و تاثیر حافظ بر باورهای مردم و اجتماع را بررسی می کند. از مهم ترین مباحث در قسمت دوم، بحث فال حافظ است. فال حافظ یک بحث اجتماعی است که امروزه در میان بیشتر ایرانیان تاثیر را دارد. فال حافظ از شبهای یلدا و نوروز تا کوچه و بازار رایج است. این مساله هم موافقان و مخالفانی دارد. از مهم ترین مخالفان فال حافظ عبدالکریم سروش است.
معینی اظهار داشت: بنظر می رسد هرکسی از ظن خود سراغ شعر حافظ رفته است. نظر برخی افراد ممکنست در جامعه کمتر پذیرفته شده باشد، چونکه کلیت «دیوان حافظ» را در نظر نداشته اند و بیتی از دیوان را گرفته اند و با تاکید بر آن نتیجه گیری کرده اند. بنابراین، باید بیشتر نظر کسانی را در نظر گرفت که کلیت شعر حافظ را در نظر داشته اند و تحلیل کرده اند، نه بیتی از دیوان را. برای نمونه، عبدالکریم سروش معتقد می باشد که شعر «آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی» الحادی ترین شعر حافظ است، اما نگفته حافظ ملحد است. اما برخی باتوجه به این بیت حافظ «پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت» که به نظام احسن الهی اشاره دارد و «حکیم کار عبث نمی کند و خطا نمی کند» گفته اند که معلوم می شود که حافظ چندان متدین نبوده و حرف هایی زده است که با حرف های متدینان و جامعهٔ اسلامی مخالف بوده است.
وی اضافه کرد: با پیش فرض و ظن خود نباید دیوان حافظ را تحلیل کرد. باید تمام دیوان حافظ را در نظر داشت و به این نظر آخر باید رسید که بالاخره حافظ انسان بوده است و انسان در زندگی خودش ممکنست گاهی اوقات گناه هم کرده باشد. حافظ انسان بوده است گاهی اوقات ممکنست در ابیاتی چموشی کرده باشد و نظری خارج از عرف جامعهٔ اسلامی هم مطرح کرده باشد. بر فرض اگر بخواهیم خیلی پیش برویم، تا اینجا پیش می رویم، اما نمی توانیم به خاطر یک بیت یا تک غزل بگوییم حافظ مسلمان یا متدین نبوده است.


منبع:

1401/08/22
23:21:36
0.0 / 5
170
تگهای خبر: برنامه , حقوقی , رمان , كتاب
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴