یك دانش آموخته مرمت:
دل زده شدیم و کنار کشیدیم
به گزارش بلک بلاگ، یک فارغ التحصیل رشته مرمت از سیستم معیوب آموزش و اشتغال در این زمینه و بی توجهی های نهاد متولی میراث فرهنگی که سبب دلسردی و کناره گیری خیلی از دانش آموختگان این رشته شده است و مرمت ها بناها و آثار باستانی را غالبا به سوی «بازاری» هدایت کرده است، انتقاد نمود.
در شرایطی که رشته های در رابطه با میراث فرهنگی، خصوصاً مرمت بنا و بافت های تاریخی، با افت کیفیت آموزش، مدرک گرایی و فاصله بیش از پیش دانشگاه از میدان عمل مواجهند، ایسنا به عنوان خبرگزاری دانشجویان ایران بر آن آمده است تا در پرونده ای به بررسی کیفیت آموزش این رشته در دانشگاه ها، کمبودها، و چالش های آن و همینطور جایگاه دانشگاهی این رشته در بازار کار، از دیدگاه دانشجویان، فارغ التحصیلان و اساتید حوزه مرمت بپردازد.
پریسا اسماعیل زاده، یکی از فارغ التحصیلان رشته مرمت است که بعد از گذراندن دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد در این رشته، هنوز موفق نشده وارد بازار کار مرمت شود و در حوزه معماری و تدریس این رشته، مشغول شده است.
اسماعیل زاده در گفتگو با ایسنا از کیفیت آموزش در رشته مرمت اظهار داشت: من ورودی سال ۸۱ بودم. حدودا ۲۳ سال از زمانی که این رشته را خواندم می گذرد، اما هنوز هم احساس می کنم این رشته به درستی جا نیفتاده است. مرمت ذاتاً یک رشته کاملا پروژه محور است؛ یعنی اگر صرفا داخل کلاس بنشینید و آموزش نظریه ببینید، عملا چیزی یاد نمی گیرید. البته وقتی به گذشته نگاه می کنم و وضعیت دانشگاه های دیگر و نحوه تدریس استادان را می بینم، متوجه می شوم که اوضاع ما نسبتاً بهتر بوده است. ما اردوهای درسی داشتیم، کارآموزی داشتیم، سرِ بنا می رفتیم و بسیاری از موارد را بصورت مستقیم تجربه می کردیم. اما هم اکنون، حدودا همه این ها حذف گردیده است. بسیاری از واحدهای درسی که بخش عملی داشتند، عملا قسمت عملی آن واحد حذف گردیده است.
او اضافه کرد: کارآموزی ما به این شکل بود که مثلا چند ماه را کار می کردیم. من اردبیل درس خواندم و کارآموزی ام در بازار تاریخی اردبیل بود. اجرای طاق و گنبد را از نزدیک می دیدیم. اردوهای درسی هم داشتیم، مثلا یک هفته به یزد و شیراز می رفتیم و بناها را از نزدیک می دیدیم. اما هم اکنون عملا همه این ها حذف شده اند. به نظرم، این شرایط انگیزه را از دانشجوها می گیرد. دانشجو با یک ذهنیت وارد رشته می شود، فکر می کند مقرر است مرمت کند، اما در نهایت فقط یک مشت نظریه تحویل می گیرد. وقتی هم از دانشگاه بیرون می آید، عملا چیزی بلد نیست. حقیقت اینست که در رشته مرمت، تا وارد عمل نشوید، هیچ چیز یاد نمی گیرید.
اسماعیل زاده افزود: البته باید بگویم که من مدت هاست دیگر بطور مستقیم در فضای مرمت فعال نیستم و دقیق نمی دانم کیفیت آموزش هم اکنون دقیقا چطور است. می دانم که واحدها تا حدی تغییر کرده اند و ظاهراً اصلاح شده اند. حتی واحدهای مرتبط تری هم اضافه شده است. اما وقتی فارغ التحصیل ها را می بینم، احساس می کنم از نظر خروجی عملی، تغییری اساسی اتفاق نیفتاده است. واحدها شاید بهتر شده باشند، اما خروجی همچنان مناسب نمی باشد.
او به این پرسش که، چرا امکان اشتغال برای فارغ التحصیلان مرمت فراهم نیست و خیلی از آنها به سوی شغل های دیگر می روند؟ پاسخ داد: حقیقت اینست که دانش آموختگان این رشته همه راه ها را امتحان می کنند و وقتی می بینند کاری از دستشان برنمی آید، مجبور می شوند به سوی شغل های دیگر بروند. اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، شاید تصویر روشن تری بدهد. من لیسانس و فوق لیسانسم را پشت سر هم گرفتم. وقتی فوق لیسانس به اتمام رسید، جوان تر بودم و فکر می کردم حالا که مدرک دارم، همه از من استقبال می کنند و خیلی راحت می توانم وارد بازار کار شوم اما این طور نبود. من شهرستان زندگی می کردم و در شهرستان، حوزه میراث فرهنگی خیلی قوی نبود. شهری که در آن بودم بیشتر بافت پهلوی داشت و بناهای تاریخی شاخص زیادی نداشت که نیاز جدی به مرمت داشته باشد.
او افزود: اوایل تلاش کردم وارد کار شوم، اما نشد. همان داستان آشنا؛ پارتی بازی و مسایل این چنینی. پس از آن رفتم سراغ تدریس در دانشگاه، که آن هم به نتیجه خاصی نرسید. بعد تصمیم گرفتم شرکت تأسیس کنم. برای ثبت شرکت اقدام کردم، اما شرکت حقوقی دردسرهای خودش را داشت و همکاری نمی کردند. یادم هست وقتی می خواستم وارد این کار شوم، استادم سفارش کرد این کار را انجام ندهم چون درگیری زیادی دارد و ما هم اهل این داستان ها نیستیم. واقعا هم همین صورت گرفت. هم اکنون شاید یک سال است که هیچ استفاده ای از پروانه ام نکرده ام و اصلاً رغبتی برای برگشتن ندارم.
این دانش آموخته مرمت افزود: مثلا یک پروژه با شهرداری قرارداد می بندید، بعد می گویند پولش را در ۱٫ قسط می دهیم. از آن طرف باید مالیات بدهید، بیمه بدهید، هزینه رفت وآمد بدهید. فرض کنید من باید از چالوس تا محمودآباد مدام رفت وآمد می کردم برای پروژه ای که چهار سال پیش قراردادش بسته شده بود و مبلغش حدود ۲۰۰ میلیون تومان بود و آن هم در ۱۰ قسط پرداخت می شد. این ها همه دلسردکننده است. به این علت است که می گویم شاید همین مسایل سبب می شود آدم دل زده شود. من هم اکنون حدود ۱۷ سال است که در رشته معماری تدریس می کنم و مدرک دکترای هم به همان سمت رفت و عملا در همان حوزه مشغول شدم. بسیاری از دوستان دیگرم هم همین مسیر را رفتند؛ بعضی ها معماری خواندند، بعضی دفتر کار معماری دارند، بعضی هم کلاً از حوزه میراث خارج شدند.
این معمار افزود: حقیقت اینست که حمایتی وجود ندارد. حتی اگر بخواهیم از خود میراث فرهنگی شروع نماییم، شاید واژه مناسبی نباشد، اما از دید من یکی از آشفته ترین نهادهاست. وقتی خود این نهاد از بناهای تاریخی حفاظت نمی کند، ما از همان اول درگیر جنگ با آنها هستیم و عملا کاری از پیش نمی رود. وقتی می خواهید وارد درگیری نشوید و اعصابتان را حفظ کنید، ناچار هستید کنار بکشید.
او در رابطه با وضعیت مرمت در ایران نیز اظهار داشت: البته که صاحب نظر مطلق دراین خصوص نیستم و اهتمام می کنم منصفانه نگاه کنم؛ بعضی بناها را می بینید که واقعا منصفانه و برمبنای اصول مرمت شده اند، اما نمونه های عکس آن هم کم نیست. مثل اتفاقاتی که برای مسجد شیخ لطف الله یا مسجد شاه در میدان نقش جهان اصفهان افتاد. این ها نمونه هایی از همان چالش هاست. ما هم این مسایل را تجربه کرده ایم. شما یک طرح مرمتی می دهید، اما کارفرما می گوید این طرح برای من به صرفه نیست، بنا فقط موزه ای می شود و من می خواهم از آن پول دربیاورم. خیلی راحت طرح شما تغییر می کند. این ها چالش های جدی مرمت در ایران است. همیشه قوانین نانوشته ای وجود دارد که از قوانین نوشته شده تاثیرگذارتر هستند. مرمت در ایران همیشه با مبارزه همراه می باشد. مثلا همین جا در چالوس، ما بناهایی داریم که می خواهیم حفظشان نماییم، اما مالک یا ورثه می خواهد کاربری های متفاوت به آن اضافه کند. همیشه در جنگ هستیم تا بنا را نگه داریم و اغلب هم موفق نمی شویم.
او اضافه کرد: نمی توان گفت کیفیت مرمت در ایران عالی است یا کاملا برمبنای اصول صورت می گیرد. در بسیاری موارد، مرمت به سود کارفرما صورت می گیرد، نه به سود بنا. اولویت اصلی درآمد زایی است، نه حفظ بنا برای نمایش یک دوره تاریخی یا یک سبک معماری. به این علت است که بیشتر با «مرمت بازاری» مواجه می شویم، نه مرمت علمی، مگر در مواردی که پای نظارت های بین المللی و تهدیدهای بیرونی در بین باشد.
این دانش آموخته رشته مرمت در رابطه با این که چه راه کارهایی می تواند به بهبود به وضعیت مرمت و فارغ التحصیلان این رشته کمک نماید، توضیح داد: وقتی از پایه مشکل وجود دارد، یعنی از نهادی که باید متولی میراث فرهنگی باشد، همه چیز به هم می ریزد و تا پایین ادامه پیدا می کند. من در کلاس مرمت می نشینم و کتاب استادم را می خوانم، حق مداخله و اضافه کردن نداریم. اما وقتی وارد پروژه های همان استاد می شویم، چیز دیگری می بینیم. اگر دقیق نگاه کنید، کاملا مشخص است که حرف و عمل ما یکی نیست. برای آدم هایی مانند من، که نمی توانند این تناقض را تحمل کنند، نتیجه اش کنار کشیدن است. من می خواستم مسیری را بروم که حس کنم واقعا دارم یک بنا را حفظ می کنم، نه این که بعداً ببینم طرحی که داده ام تبدیل به چیزی کاملا متفاوت شده است. جذابیت مرمت برای من این بود که روزی بتوان گفت این بنا درست حفظ شده، نه این که فقط نام من به عنوان مرمت گر روی آن باشد. ولی متاسفانه چنین چیزی نیست. این تضادها وجود دارد و به این علت هم هست که می گویم نمی توانم راهکار کامل و روشنی عرضه داد. حقیقت اینست که خرابی از پای بست است و خیلی بعید می دانم به آسانی تغییری در این وضعیت اتفاق بیفتد.
اسماعیل زاده همینطور به مبحث نظام مهندسی و آزمون های آن در رشته مرمت پرداخت و اضافه کرد: این مورد چالشی است که برای خود من هم پیش آمده است، به ما می گویند شما می توانید نظارت و اجرا را داشته باشید و برایش پروانه بگیرید، اما وقتی بحث طراحی معماری پیش می آید، می گویند امکانش نیست. من خودم از کمیسیون آموزش نظام مهندسی استان پرسیدم و گفتند شما نمی توانید آزمون طراحی معماری بدهید، چون مرمت در نظام مهندسی جزو زیرگروه ها یا رشته های در رابطه با معماری به حساب می آید، اما به شما پایه معماری نمی دهیم. در عین حال، فکر می کنم اوایل فروردین ۱۴۰۴ یکی از بچه ها در خوزستان توانسته این پروانه را بگیرد. نکته جالب اینجاست که در استانهای دیگر وقتی پیگیری می کنید، می گویند اصلاً چنین پروانه ای وجود ندارد و اشتباه است. خود ما هم مانده ایم که بالاخره ماجرا چیست. من پس از دکترا می توانستم آزمون بدهم، اما نمی دانستم که یک نفر با لیسانس مرمت رفته آزمون داده و پروانه معماری، آن هم با حق امضای طراحی، گرفته است. اما اینجا، در نظام مهندسی استان ما، صراحتاً می گویند چنین چیزی اصلاً وجود ندارد. این هم یکی از چالش هایی است که دانش آموختگان مرمت همیشه با آن درگیر بوده اند؛ این که آیا حق امضای طراحی داریم یا نداریم؟ اگر داشته باشند، حتی اگر در حوزه مرمت کاری نباشد، با همان حق امضا می توانند دفتر داشته باشند و پروانه ای داشته باشند و از این راه حداقل امکان فعالیت حرفه ای برایشان فراهم گردد.
از آن طرف باید مالیات بدهید، بیمه بدهید، هزینه رفت وآمد بدهید. همیشه قوانین نانوشته ای وجود دارد که از قوانین نوشته شده تاثیرگذارتر هستند. بدین علت است که بیشتر با مرمت بازاری مواجه می شویم، نه مرمت علمی، مگر در مواردی که پای نظارت های بین المللی و تهدیدهای بیرونی در میان باشد.
منبع: blackblog.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب