چرا از ظلم خیالی فارس ها سخن می گویند؟

چرا از ظلم خیالی فارس ها سخن می گویند؟

گاهی باید حقایقی را بیان کرد تا دانسته شود چرا اقلیتی بدگو و پر ادعا این همه غوغا می کنند و چه نفعی از بدگویی و ترویج دروغ و تحریف تاریخ به نام قومیت، و فراتر از آن به اسم زبان مادری می برند؟ چرا بجای خلق اثری همچون مثنوی مولوی یا خمسه نظامی، از ظلم خیالی فارس ها سخن می گویند؟ این فارس ها چه کسانی هستند و چگونه چنین قدرتی دارند که توانسته اند هزاران سال دوام آورده و چنین آثاری برای عارف قونیه و فخر شاعران باکو خلق کنند؟ چرا این همه به فردوسی اهانت می کنند و زشت ترین کلمات را به آن حکیم خردپرور و دادور می گویند؟



به گزارش بلک بلاگ به نقل از ایسنا، در یادداشتی در روزنامه اطلاعات درباره مدعیات قوم گرایانه و تحریکات اخیر در باب گویش های اقوام ایرانی نوشت سیدمسعود رضوی آمده است: «مقدمه ای که روز پنجشنبه درباره سوابق تاریخی قوم گرایی و تحریک و هدایت آن بوسیله دارندگان سرنخ های این مساله گفته شد، برای آن بود تا دلیل علاقه بی بی سی و شبکه های خارج از ایران و بتازگی تحرکات محفل های رادیکالی در قفقاز و ترکیه و دیگر همسایگان استانهای مرزی در جنوب غربی و شرقی ایران دانسته شود. اینک به محتوای سخن و سپس به دلیلهای و منافع آنان می پردازیم و نه به منطق آنان، برای اینکه هیچ منطقی در هیچ نوشته و گفتاری نداشته و ابراز نکرده اند.

کار و آثار این جماعت چیست؟ تخریب ممتد، تحریف سخن بزرگان، فحاشی و ناسزاگویی به نامداران نجیب و شریف، تهمت های دروغ به استادان زبان و ادبیات فارسی، ایجاد نفرت و دامن زدن به دشمنی میان اقوام، سست کردن پیوندها و سرمایه گذاری روی آینده ای وهمی (و احیانا تجزیه ای بدترکیب!) و سرانجام جعل تاریخ و قصه بافی درباره نداشته ها و نبوده ها برای ستاندن هویت ایرانی و القای یک هویت خارجی به مردمانی که هزارها سال است در کنار هم زیسته و از هم دفاع کرده و غمخوار هم بوده اند.

این کارها و این تحریک و تحرکات، یک حقیقت محض است و ای کاش نبود، برای اینکه قلب هر انسان نجیب و صاحب اصالتی را به درد می آورد.

هر گاه کسی سخنی می گوید که دلالتی ضمنی بر مخاطراتِ تجزیه طلبانه دارد، بلکه هر شاعر و ادیب فرزانه و صاحب قلم و صاحب سخنی، وصفی از ادب و زبان فارسی بر زبان آرد یا بر کاغذ و صفحه ای بنگارد، فورا چند محفل مشخص و افرادی خاص با سبک و سیاقی مشابه و فرم های ازپیش آماده جنجال و آشوب می کنند و حتی نامه هایی به روسای جراید و رسانه ها و مقامات دولتی و نمایندگان مجلس با خط کژ و مژ به همراه چند فتوکپی نامربوط می فرستند تا بقبولانند که خطر فارس ها و ظلم بزرگ آنان تا کجا رسیده و عنقریب سبب طغیان خواهد شد.

باری، غافلند از بازی چرخ که بزرگ ترین نمایندگان ادب فارسی چه کسانی بوده اند و شایسته ترین مدافعان وحدت ملی و قومی به مهر و نام بزرگ ایران، از قضا محصول تلاش دانشوران آذری است. و بزرگ ترین مدافعه سرزمینی طی هشت سال جنگ تحمیلی، حاصل نبرد دفاعی مردم خوزستان و کردستان بوده که از مهران تا خرمشهر، با خون دلاور مردمان این استانها رنگین شده و هنوز گلگون است. آنان ایستادند و جنگیدند تا راه دشمن سد شد و دیگر سربازان و رزمندگان فرصت حضور بهم رساندند. تاریخ ایران پر است از چنین جلوه ها و پیوندها، پر است از همدلی و همزیستی، این همزیستی قسمنامه و قباله اش با خون امضا شده و با جان های پاک مهر شده است.

نگارنده مانند خیلی از ایرانیان و علاقمندان زبان دری و ادبیات فارسی، چندان اهمیتی به این حرف و سخن های ناتندرست بلکه قبیح و درشت نمی داد. به فرمایش استاد ایرج افشار «کار خودتان را بکنید ولی تاریخ را به راستی گزارش کنید. چیزی از آن کم و چیزی به آن اضافه نکنید!» او این سفارش را کرد چون می دانست ریشه های فرهنگ ایران آن قدر قدرتمند است که این بادهای بی مقدار نمی تواند آنرا تکان دهد. اما به نظرم گاهی باید حقایقی را بیان کرد تا دانسته شود چرا اقلیتی بدگو و پر ادعا این همه غوغا می کنند و چه نفعی از بدگویی و ترویج دروغ و تحریف تاریخ به نام قومیت، و فراتر از آن به اسم زبان مادری می برند؟

چرا بجای خلق اثری همچون مثنوی مولوی یا خمسه نظامی، از ظلم خیالی فارس ها سخن می گویند؟ این فارس ها چه کسانی هستند و چگونه چنین قدرتی دارند که توانسته اند هزاران سال دوام آورده و چنین آثاری برای عارف قونیه و فخر شاعران باکو خلق کنند؟ چرا این همه به فردوسی اهانت می کنند و زشت ترین کلمات را به آن حکیم خردپرور و دادور می گویند؟ مگر کسی از ایرانیان تا حالا به ناظم حکمت و یاشار کمال و عزیز نسین یا طه حسین و نجیب محفوظ و محمود درویش و نزار قبانی که مفاخر انسانیت و هنر هستند، اهانت کرده است؟ آثارشان بارها به فارسی ترجمه و چاپ شده و در وصف کمالاتشان مقالات و بررسی های عالی انتشار یافته است.

پس می بینیم که این خصومت در این سو وجود ندارد. آثار مدعیان قوم گرایی که بتازگی عاشق زبان ترکی و کردی و عربی شده اند و حتی لهجه کدکنی و کاشی و الیگودرزی را هم جزو مغضوبان مظالم فارسی و فارس ها برمی شمارند، پر از نشانه های مشترک و صیغه مبالغه است که سرنخ های دستوری و تعلیمی را برای دانایان و هر کس فراستی داشته باشد، روشن می کند.

برای مثال برخی اوقات نوشته ها و ادعاهایشان پر می شود از حمله مشترک به یک اسم بزرگ و چهره ممتاز ایران که وجاهت داخلی و تشخص بین المللی دارد و محبوب است، همیشه از مغالطه جزء و کل بهره می برند. چند دهه پیش به یاد دارم در زمان جنگ، کتابی از جواد هیأت منتشر گردید که پر از گزافه بود، گویا جایزه ای هم گرفت اما کسی اهمیتی نداد برای اینکه به قول دانشور فقید دکتر عنایت الله رضا «ممکن بود حضرات احساس اهمیت و اظهار وجود کنند.» اما دکتر نصرالله پورجوادی در سرمقاله نشریه «نشر دانش» مقاله ای با عنوان «ایران مظلوم» نوشت و کشف المحجوب کرد. پرده ها را کنار زد و به نظرم حق با او بود برای اینکه این جماعت اگر با جعل و تحریف و دروغ کار خودرا پیش نبرند، به ناسزا و خشونت متوسل می شوند. سبک شناسی نوشته هایشان پر است از مغالطه.

مدعی ظلم زبانی فارس ها به اقلیت های قومی، به ترک و عرب و کرد و بلوچ هستند. این مغالطه را بررسی می نماییم.

۱. فارس ها که هستند؟

حتما منظورشان کسانی است که فارسی صحبت می کنند اما در سیستان و لرستان و خوزستان و کرمانشاه و گیلان و هرمزگان و تاجیکستان و افغانستان همه فارسی صحبت می کنند و همه اقوام و شهروندان ایرانی بواسطه فارسی با هم در تماس و گفت گو هستند. مثل انگلیسی در فرودگاه های بین المللی.

۲. سرزمین فارس ها کجاست؟ یک استان به نام فارس داریم که عشایر قشقایی ترک و لرهای بویراحمد و پنجاه و چند لهجه کمابیش مختلف از شیراز تا آباده و جهرم و کازرون و مناطق روستایی و شهرستان های آن شناخته شده است. مرکز آن شیراز است و بعد از شروع جنگ جمع زیادی از مردم خوزستان به این شهر کوچیدند و خیلی از آنان ساکن شدند. لهجه آبادانی و چهره خوزی ایشان، زمانی در سراسر شیراز حضور داشت و هنوز بسیاری زندگی می کنند. این سرزمین متنوع و بخشنده و این همزیستی اعجاب انگیز چرا باید اینچنین نژادپرستان و قومیت گرایان مشکوک الاصل را آشفته کند. تاریخ نشان میدهد در جای دیگری پاکسازی قومی صورت گرفته و سخت تلاش می شود با مغالطه و فرار روبه جلو این سابقه های سیاه فراموش شود.

۳. فارس ها و زبان فارسی چرا و چگونه به زبان های اقوام دیگر ایرانی ستم می کنند؟

این پرسش مضحک را که ترجیع بند سخن پان ها و نژادپرستان ظاهرا ایرانی است بصورت شبکه ای و ضمن مسایل و عناوینی که گفته شد را سال هاست روی صفحات مجازی و ندرتا در فضاهای کوچک بیرونی و پیرامون مرزها ابراز می کنند. این مسئله، موضوع سبک شناسی و انگیزه جویی در یادداشت بعدی ماست.

یاحق!»




1400/11/26
11:23:40
0.0 / 5
403
تگهای خبر: جایزه , رسانه , رمان , روزنامه
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۲