در گزارش بلك بلاگ مطرح شد؛

ناشرتخصصی شعر چه رفتاری با شاعران دارد

ناشرتخصصی شعر چه رفتاری با شاعران دارد

بلک بلاگ: حامد ابراهیم پور می گوید ناشرش بدون اطلاع، پرداخت حق التالیف و ثبت قرارداد جدید کتاب هایش را تجدید چاپ می کند و روی کتاب های انتشار یافته در سالهای قبل لیبل قیمت جدید درج می کند.



به گزارش بلک بلاگ به نقل از مهر، ماجرای شمارگان کتاب ها و مشکلاتی که بین مؤلفان و ناشران پیش می آورد، یکی از معضلات حقوقی اهالی قلم است. هرچند که توزیع و پخش کتاب ها منوط به اعلام وصول به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، اما نظارتی از جانب آن وزارت خانه بر تعداد نسخ و… وجود ندارد. این میان امکان دارد ناشرنماهایی پیدا شوند و بدون اطلاع به نویسنده یا مترجم همکارشان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تعداد نسخه های به مراتب بیشتری از کتاب، نسبت به عدد درج شده در شناسه منتشر و در انبار خود نگهداری کنند و برای نوبت های بعدی نشر مشکلاتی را برای اهالی قلم به وجود آورند.
مشکل عدم نظارت بر شمارگان کتاب ها البته محدود به همین یک مورد نمی گردد. گویا در دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران ناشرانی کتاب های چاپ قدیم خویش را با قیمت جدیدی که با استفاده از برچسب روی قیمت قبلی چسبانده اند، به مخاطبان عرضه نموده اند و این یکی دیگر از مشکلاتی است که عدم نظارت روی شمارگان کتاب ها بوجود می آورد. حامد ابراهیم پور، شاعر و داستان نویس پرکار و مطرح کشور یکی از نویسندگانی است که کتاب هایش با این مشکل رو به رو شده اند.
ابراهیم پور درباره این مورد به خبرنگار مهر اظهار داشت: انتشاراتی که هشت عنوان از کتاب های من را منتشر نموده، کتاب های پیشتر انتشار یافته را حالا با چسباندن برچسب روی قیمت های قبلی، به چندبرابر آن قیمت عرضه می کند. این در صورتی است که این ناشر آن کتاب ها را با قیمت های قبلی اعلام وصول گرفته است.
وی اضافه کرد: سال ۱۳۸۷ کتاب «دروغ های مقدس» من در نشر پرنده چاپ و برگزیده مشترک جایزه قیصر امین پور و همینطور و برگزیده کتاب سال شعر جوان شد. بعداً قرار شد این کتاب را نشر داستان به مدیریت فریاد شیری تجدید چاپش کند، اما تا چند سال موفق نشد مجوز تجدید چاپ این کتاب را بگیرد. بعد از آن یکی از دوستان به من اظهار داشت که آقای پرویز بیگی حبیب آبادی انتشاراتی را به نام فصل پنجم راه اندازی کرده و با ارتباطاتی که دارد، می تواند مجوز این کتاب را بگیرد. من از این طریق با آقای بیگی حبیب آبادی آشنا شدم و او مجوز کتاب «دروغ های مقدس» من را که نشرهای دیگر نتوانسته بودند بگیرند، گرفت و تجدید چاپ کرد.
ابراهیم پور افزود: بعد از آن با این ناشر، ادامه همکاری دادم و کتاب های «نگذار نقشه ها وطنم را عوض کنند»، «به هزار دلیل دوستت دارم»، «آلن دلون لاغر می شد و کتک می خورد» را که در هشتمین دوره جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران تقدیر گردید، «براندویی که عرقگیر خیس پوشیده» که برنده نهمین دوره جایزه کتاب سال شعر به انتخاب خبرنگاران شد، «تریلوژی»، «به احترام سی و پنج سال گریه نکردن»، «دور آخر رولت روسی و «آوازهایی از طبقه سوم» را با این نشر کار کردم. یک دوره طولانی در حدود یک دهه، ناشر ثابت کتاب های من «فصل پنجم» بود. شاید سوال شما این باشد که چرا؟ به جهت اینکه پرویز بیگی حبیب آبادی حساس بود که بنده با نشر دیگری کار نکنم و این تاکید را داشت که مؤلفان نشرش با نشرهای دیگر همکاری نداشته باشند. بنابراین من، حسین جنتی، مهدی فرجی، محمدرضا طاهری، لیلا کردبچه و دوستان دیگر به پیشنهادهای خیلی از ناشران دیگر جواب رد داده و به صورت اختصاصی با فصل پنجم کار می کردیم، تا این که یک گزیده شعر از من در نشر نیماژ منتشر گردید.
از شاعر به علت سرقت از آثار خودش شکایت کردند
شاعر مجموعه «ما خاطره های ترسناکی داریم» در بخش دیگری از این گفتگو در پاسخ به این سؤال که آیا در قرارداد با نشر فصل پنجم درج می شد که شاعر نباید با ناشر دیگری کار کند یا این که این مساله شفاهی بود و شاعران به خاطر احترام به مدیر نشر این کار را انجام می دادند؟» اشاره کرد: خیر، در قرارداد درج نمی شد و جواب رد دادن به ناشران دیگر صرفا به احترام ایشان بود. اما به هر حال ما حق معنوی آثارمان را که واگذار نکرده بودیم. بعد از مدتی یک گزیده شعر در نشر نیماژ منتشر کردم. من وکیل دادگستری هستم و کار غیرقانونی نمی کنم. اگر همان کتابی را که به نشر فصل پنجم داده بودم در نشر نیماژ منتشر نموده بودم، حق با ایشان بود، اما این نشر که مالکیت معنوی آثار من را ندارد و صاحب تک تک شعرهای بنده که نیست. بعد از انتشار آن کتاب در نشر نیماژ، پرویز بیگی حبیب آبادی از من به دادگاه در خصوص سرقت ادبی شکایت نمود.
من بعضی از کتاب ها را با فصل پنجم تا پنج چاپ قرارداد امضا کردم. اما بحث این است که این کتاب ها تا ابد هم به چاپ پنجم نخواهند رسید. ناشر طوری نسخه ها را چاپ می کند تا نگذارد هیچ گاه امتیاز کتاب ها به من برگردد. کتاب را چاپ می کنند و حق التالیف را نمی دهند ابراهیم پور در ادامه در پاسخ به این سؤال که مگر می شود شاعری از خودش سرقت کند، اظهار داشت: من به دادسرای فرهنگ و رسانه رفتم و با بازجو پرونده صحبت کردم و با هم خندیدیم! من همین سوال را از ایشان پرسیدم که مگر می شود یک شاعر از خود سرقت کند؟ ایشان با حفظ احترام کامل و حتی بدون دریافت تأمین کیفری به من اظهار داشت که به منزل بروید و مدت کوتاهی پس از آن قرار منع تعقیب صادر شد. شاکی انتقام جو کوتاه نیامد و این دفعه دو وکیل گرفت و شکایتی کیفری در خصوص معامله معارض طرح کردند! باز هم من به دادسرا رفتم و قرار منع تعقیب صادر شد. اما من آن روزها شرایط بدی داشته و داغدار خواهر جوانم بودم و هنوز لباس سیاه را بر تن داشتم که این ناشر از من شکایت نمود. می توانستم همان روزها شکایت های وی را منتشر کنم و به همه بگویم که آقای بیگی که لقب شاعر انقلاب و دفاع مقدس را یدک می کشد در شرایط بحرانی مولفی که با او کار می کند، چنین رفتاری را دارد، اما این کار را انجام ندادم.
وی افزود: فصل پنجم با وجودیکه هر دو شکایتش از من رد شد، بازهم امتیاز کتاب هایم را به خودم برنگرداند. حتی بعد از آنکه انتشارات آنیما را برای نجات آثار خود و دیگران تأسیس کردم؛ بازهم از آنها درخواست کردم تا امتیاز کتاب هایم را به خودم بدهند تا تجدید چاپشان کنم. سال ۹۵ در پاسخ به این درخواست گفتند که برای هر کتابت مبلغ سه میلیون و اندی به ما پرداخت کن تا امتیاز کتابش را به خودت برگردانیم. این در صورتی بود که کتاب ها مثلا ۴، ۵۰۰ تومان قیمت می خوردند و به من حق التالیف ۱۰ درصدی یعنی ۴۵۰ هزار تومان پرداخته بودند. به هر حال شرایط آنها را نپذیرفتم و آنها آغاز به تجدید چاپ کتاب هایم کردند بدون این که اطلاعی دهند و یا قرارداد جدیدی با من ببندند.
تجدید چاپ بدون دادن حق التالیف
نویسنده مجموعه داستان «ناجورها» در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به اینکه، تعیین شمارگان واقعی کتاب های دشوار می باشد، اظهار داشت: من بعضی از کتاب ها را با فصل پنجم تا پنج چاپ قرارداد امضا کردم. اما بحث این است که این کتاب ها تا ابد هم به چاپ پنجم نخواهند رسید. ناشر طوری نسخه ها را چاپ می کند تا نگذارد هیچ گاه امتیاز کتاب ها به من برگردد. کتاب را چاپ می کنند و حق التالیف را نمی دهند. قراردادی برای چاپ جدید نمی بندند. قرارداد پنج چاپه برای بعضی از کتاب ها را هم فریب خوردم. احتمال نمی دادم که ناشر کار غیرفرهنگی کند. اعتماد کردم، چون که به من گفته بودند که در عرض سه یا چهار سال پنچ چاپ را منتشر می نماییم، ولی تا صد سال دیگر هم کتاب من را به چاپ پنجم نمی رسانند. چون اگر این کار را بکنند باید امتیاز کتاب را به من برگردانند.
ابراهیم پور افزود: فصل پنجم کتاب های «به احترام سی و پنج سال گریه نکردن»، «دور آخر رولت روسی» و «به هزار دلیل دوستت دارم» را بدون اطلاع من و بدون پرداخت حتی یک ریال حق التالیف تجدید چاپ کردند. یعنی تک تک کتاب هایی را که دست آنها دارم، مشغول تجدید چاپ هستند و نمی دانم که چاپ چندم است؟ برخی از کتاب ها را که چند سال قبل چاپ کرده اند و من شمارگان آنها را نمی دانم چه عددی بوده، روی آنها لیبل چسبانده و به قیمت جدید عرضه می کنند. چندی قبل در کتابفروشی فصل پنجم بودم و با یکی از کتاب های خودم مواجه شدم که رویش درج شده بود چاپ دوم. دیدم کاغذی متفاوت از کاغذهایی دارد که معمولا این ناشر کتاب ها را با آن چاپ می کند. گفتم این کتاب چرا کاغذش سفید است، شما که معمولا با کاغذ نخودی کتاب ها را چاپ می کردید؟ بعد چرا روی قیمت قبلی برچسب زده و قیمت جدید (۲۸ هزار تومان) گذاشته اید؟ در پاسخ فرمودند که در شأن شما نبود که کتاب تان را ۹ هزار تومان بفروشیم. آخر چه شانی؟ شما کتاب را با قیمتی که وزارت ارشاد به آن مجوز و اعلام وصول داده رویش برچسب چسبانده و با قیمت جعلی به مردم عرضه می کنید آن وقت منتش را سر من می گذارید؟ شما اگر به شأن من فکر می کنید امتیاز کتابم را به من برگردانید.
شاعر مجموعه «سرخپوست ها» همینطور به مذاکرات چندباره اش با انتشارات فصل پنجم برای بازگرداندن امتیاز کتاب ها اشاره نمود و اظهار داشت: من بارها از این نشر خواهش کردم، نامه فرستادم، شاعران را واسطه کردم، اما امتیاز را برنگردادند. از آقای عبدالجبار کاکایی و همسر محترم شان گرفته تا جناب محمد سلمانی و حسین جنتی و مهدی فرجی و… جهت میانجی گری و اصلاح ذات البین تلاش کردند، اما جناب بیگی حبیب آبادی و پسرانش کوتاه نیامدند. اعتقاد داشتند که این کتاب ها سرمایه ماست و ما سال ها قبل پولی به شما داده و صاحب این کتاب ها هستیم. گویی با ۵۰۰ هزار تومانی که ۱۰ سال پیش به من داده اند، تمام مالکیت های مادی و معنوی آثارم را برای تمام زندگی از دست داده ام. دیگر هیچ گاه این کتاب ها به من برنمی گردد.
تعدادی از کتاب ها را که چند سال قبل چاپ کرده اند و من شمارگان آنها را نمی دانم چه عددی بوده، روی آنها لیبل چسبانده و به قیمت جدید عرضه می کنند ابراهیم پور افزود: تهمت نمی زنم فقط می خواهم مثالی را بیان کنم. اگر انتشارات فصل پنجم بر فرض مثال چاپ جدید کتاب را من را ۱۰۰ هزار نسخه هم بزند، من متوجه آن نخواهم شد، چون که در شناسه کتاب تیراژ را هزار نسخه درج می کند و هیچ گونه نظارتی هم از ناحیه وزارت ارشاد وجود ندارد. آنها نمی آیند که تعداد نسخه ها را بشمارند. یکبار آنها از من کتابی منتشر نمودند و در تیراژش نوشتند ۲۰۰ نسخه. برای من جالب بود چون اگر قرار بود حق تألیف بدهند مبنایش ۲۰۰ نسخه بود. از پسر آقای بیگی پرسیدم که چرا ۲۰۰ نسخه؟ اگر فروش نمی رود چرا چاپ می کنید و اگر فروش می رود چرا ۲۰۰ تا می زنید که به من توهین کنید؟ خندیدند و گفتند «کل کل» است دیگر. دقیقاً از همین واژه استفاده کردند. یعنی حاضرند با اعتبار و آبروی مؤلف هم بازی کنند. مشابه کاری که نشر نیماژ با یادگرفتن از فصل پنجم انجام داد و چاپ سوم «آقای هیچکس» من را با تیراژ ۳۰۰ نسخه منتشر نمود.
سیصدنسخه ای که هیچ گاه تمام نمی شود
ابراهیم پور در بخش دیگری از این گفتگو در پاسخ به این سؤال که «چگونه میتوان از تعداد واقعی نسخه های عرضه شده از کتاب آگاه شد؟» اشاره کرد: من از ناشر پرسیدم که چرا ۳۰۰ نسخه منتشر کردید؟ اگر این ۳۰۰ نسخه واقعی است پس چرا تمام نمی شود؟ شما در نمایشگاه کتاب را عرضه می کنید و طبق گفته خودتان با استقبال مواجه می شود. فروش اینترنتی هم دارید و به کتابفروشی ها هم عرضه می کنید. جالب اینجاست که مخاطبان با کتاب من عکس گرفته و آنرا برایم می فرستند. بیشتر از ۳۰۰ نفر تابحال این کار را کرده اند. نمی دانم این ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه ها به چه چشمه ای وصل است که هیچ گاه تمام نمی شود؟
وی اضافه کرد: اگر شاعری پرفروش نیست چرا این ناشران بدون اجازه و بدون قرارداد ریسک کرده و کتاب ۴۰۰ صفحه ای او را در این وضعیت گرانی کاغذ تجدید چاپ می کنند؟ اگر منفعت اقتصادی برای این ناشران نداشت، آیا هیچ گاه دست به این کار می زدند؟ اگر برای ناشر صرفه اقتصادی ندارد چرا دست به انتشار ۲۰۰ نسخه ای کتاب می زند؟ هم شاعر را تحقیر می کنند و هم به سود خود می رسند. می دانند که با انتشار ۲۰۰ نسخه ای اعتبار شاعر زیر سوال می رود. در نهایت هم به شاعر می خندند و می گویند که «کل کل» بوده است دیگر. در صورتیکه تحت هیچ شرایط عقلانی و منطقی ممکن نیست که کتاب های پر مخاطب بنده فقط در دویست یا سیصد نسخه انتشار یافته باشند و هیچگاه هم تمام نشوند!
یکبار آنها از من کتابی منتشر نمودند و در تیراژش نوشتند ۲۰۰ نسخه. برای من جالب بود چون اگر قرار بود حق تألیف بدهند مبنایش ۲۰۰ نسخه بود. از پسر آقای بیگی پرسیدم که چرا ۲۰۰ نسخه؟ اگر فروش نمی رود چرا چاپ می کنید و اگر فروش می رود چرا ۲۰۰ تا می زنید که به من توهین کنید؟ خندیدند و گفتند «کل کل» است دیگر شاعر مجموعه های «دروغ های مقدس» و «براندویی که عرق گیر خیس پوشیده» به مشکلات حضور فرزندان و یا اقوام در بنگاه های نشری که اهالی فرهنگ تأسیس کرده اند اشاره نمود و اظهار داشت: زمانی که فرزندان و اقوام وارد این بنگاه ها شوند، کار از دست اهالی فرهنگ و ادبیات خارج می شود. مسئولیت گرفتن کسانی که برای برای جایگاه، اعتبار، علم و آثار اهالی ادبیات و شعر کشور، ارزشی قائل نباشند، رابطه فرهنگی به اینجا کشیده می شود که هنگام بروز اختلافات هرگونه حرکت غیراخلاقی را مجاز دانسته و ماکیاولیستی عمل می کنند، چون که برای آنها نتیجه مهم تر است. از هر روشی برای رسیدن به نتیجه استفاده می نمایند. واقعاً بعضی از ناشران ماکیاولیستی عمل می کنند. گاهی با خودم فکر می کنم که با من که بیشتر از سه دهه است در ادبیات این کشور حضوری فعال دارم و اولین کتابم ۲۲ سال پیش انتشار یافته و بیشتر از صدها شاگرد در شعر و داستان تربیت کرده ام، این گونه رفتار می کنند، با نسل جدید چه رفتاری را پیشه کرده اند؟
ابراهیم پور همینطور ضمن اشاره به این نکته حق التالیف ترجمه و انتشار آثارش به زبان های دیگر بموقع و طبق قرارداد پرداخته شده، اظهار داشت: ترجمه کتاب من در ترکیه انتشار یافته و حق التالیف ۱۵۰۰ دلاری را انتشارات دانشگاه ماردین در این کشور بموقع برای من فرستاد. انتشار ترجمه آلمانی آثارم هم به همین ترتیب بوده است. آن وقت در شهر من تهران، کتابم را منتشر می کنند بدون این که من را خبردار کنند یا حق التالیف را بپردازند. نه تنها هیچ قراردادی نمی بندند که توهین هم می کنند و در نهایت وقتی کار به گله گذاری می رسد می گویند که دعوا و کل کل بوده و عیب ندارد. انگار ما دو آدم غیرفرهنگی که باهم گرفتار مشکل شده ایم و انجام دادن یکسری کارها و رفتارها در محدوده آن مشکل مجاز است.
وظیفه وزارت فرهنگ و راشاد اسلامی چیست؟
ابراهیم پور در بخش دیگری از این گفتگو ضمن اشاره به این نکته که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئول پیگیری این تخلفات است، افزود: این مباحث را وزارت ارشاد باید با چند حقوقدان مطرح کند بخصوص در تعداد نسخه هایی که ناشر روی جلد درج می کند. به هر حال ما که باید کار خویش را از راه قانون پیش ببریم. من چند روز پیش گفت وگویی با آقای پرویز بیگی حبیب آبادی داشتم و به ایشان گفتم که با حفظ احترام و شأن شما، با رسانه ها این جریان را مطرح می کنم، اگر شما کتاب های من را به بنده برگرداندید و یا این تجدید چاپ بدون اجازه و بدون حق التالیف و این درج لیبل قیمت جدید را کنار گذاشتید، پیگیری نخواهم کرد. جالب است که بدانید تنها با کتاب من این کار را نکرده اند. با کتاب های ۲۰۰ تا ۳۰۰ مؤلف این کار را انجام داده اند و این از نظر وزارت ارشاد جرم است. چرا چون ناشر این کتاب را با قیمت ۱۰ هزار تومان اعلام وصول گرفته و باید تا ابد با قیمت ۱۰ هزار تومان فروخته شود مگر این که با قیمت جدید تجدید چاپ شود.
شما در نمایشگاه کتاب را عرضه می کنید و طبق گفته خودتان با استقبال مواجه می شود. فروش اینترنتی هم دارید و به کتابفروشی ها هم عرضه می کنید. جالب اینجاست که مخاطبان با کتاب من عکس گرفته و آنرا برایم می فرستند. بیشتر از ۳۰۰ نفر تابحال این کار را کرده اند. نمی دانم این ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه ها به چه چشمه ای وصل است که هیچ گاه تمام نمی شود؟ وی ادامه داد: کتابی چند سال پیش با هزینه های آن روزها چاپ و متناسب با آن هزینه ها قیمت گذاری شده است. این که روی این کتاب قیمت جدید بگذارند هم ظلم در حق مولفی است که حق التالیفش را به قیمت چند سال پیش گرفته و هم ظلمی است در حق جامعه کتابخوان که همین هم اکنون پول چندانی برای خرید ندارند، اما باید کتاب ۱۰ سال پیش را با چند برابر قیمت و بدون هیچ نظم و قاعده ای و صرفا بر اساس سلیقه شخصی ناشر، خریداری کنند. مملکت باید نظم داشته باشد حتی در سوپرمارکت هم اینقدر بی نظمی نیست. در هیچ سوپرمارکتی، روی قیمت ۲۰ هزار تومانی مثلا تن ماهی لیبل ۴۰ هزار تومان نمی چسبانند، چون که تعزیرات پوست صاحب آن سوپرمارکت را می کند، اما در صنعت نشر ایران هیچ نهادی نظارتی روی این قیمت ها ندارد.
تخلفات قیمت به دومین نمایشگاه مجازی کتاب هم راه پیدا کرده است
ابراهیم پور در بخش انتهایی این گفتگو به راه پیدا کردن تخلفات بعضی از ناشران در زمینه قیمت گذاری جدید کتاب چاپ قدیم به دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، اشاره کرده و افزود: هادی حسینی نژاد هم چند سال پیش کتابی «گربه جیغی» را منتشر نموده بود که به دلایلی تصمیم گرفت کتابش را از ناشر پس بگیرد. حالا به صورت اتفاقی متوجه شده که کتابش را که آن دوران ۹ هزار تومان قیمت داشت و امتیازش را هم از ناشر پس گرفته بود، در دومین نمایشگاه مجازی به قیمت ۲۵ هزار تومان به مخاطبان عرضه شده است. این اتفاقات دارد در سیستم وزارت ارشاد و نمایشگاه مجازی کتاب می افتد و هیچ گونه نظارتی وجود ندارد. حتی به شخصه کتاب «مقدمه های» حسین جنتی و «اندوهان» مرتضی لطفی، آثار لیلا کردبچه و دیگر دوستان شاعرم را با لیبل قیمت جدید دیده ام و مدارک لازم برای عرضه به نهاد صالح و ذی ربط مهیاست.
شاعر مجموعه «نگذار نقشه های وطنم را عوض کنند» افزود: تعجب من از سهل انگاری وزارت ارشاد و مماشات آنها با بعضی از نشرهاست. خیلی از ناشران از این حاشیه امن برخوردار نیستند و به شدت هم روی آنها نظارت و سختگیری وجود دارد و بسیار رخ داده که کتاب ناشری جمع آوری شود، اما وقتی کار به چند ناشر نورچشمی می رسد، هم کاغذ دولتی به آنها متعلق می باشد و هم کتاب ها را خود ارشاد خریداری می کند و در نهایت هم از این تخلفات چشم پوشی می شود. بنده بعنوان وکیل دادگستری عرض می کنم که اینها تخلف است و نمی دانم چرا دایره حقوقی وزارت ارشاد نسبت به این مسئله بی تفاوت نشان می دهد؟
ابراهیم پور در انتها اظهار داشت: چرا بازرس هایی که شغل شان پیگیری این تخلفات است، توجهی به این موارد ندارند. به هر حال ناشری که به زعم خود دارد قانونی در این مملکت کار می کند باید تفاوتی با دستفروش های خیابان انقلاب داشته باشد. دستفروش های حاشیه میدان و خیابان انقلاب به کتاب های چاپ قدیم و نایاب حال چه نسخه اصل و چه نسخه افست، اتیکت چسبانده و به قیمت های گزافی می فروشند، اما نشری که فعال است و کتاب مجوز دار دارد، بر چه اساسی کتاب مجوزدار خودش را با اتیکت قیمت جدید می فروشد؟


منبع:

1400/11/10
14:27:09
0.0 / 5
387
تگهای خبر: اینترنت , جایزه , حقوقی , خرید
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴