ششم ذی الحجه در تاریخ شیعه خاص است؛

روزی كه منصور دوانیقی به قعر دوزخ رفت

روزی كه منصور دوانیقی به قعر دوزخ رفت

مقاومت شیعی در طول تاریخ راه خویش را از دل دریای خون تا به امروز امتداد داده است و مهم ادامه این خط سرخ مقاومت است، منصور و منصورها را خدا از سر راه برمی دارد.



به گزارش بلک بلاگ به نقل از مهر، امروز دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۹ برابر است با ششم ذی الحجه سال ۱۴۴۱. ششم ذی الحجه روز خاصی برای شیعیان و تاریخ مقاومت شیعی است. منابعی چون جلد ۳۲ «تاریخ دمشق» اثر ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی، ابن عساکر، «مُسْتَدرَک سَفینَةُ الْبِحار» اثر آیت الله شیخ علی نمازی شاهرودی، جلد ششم «تاریخ طبری»، کتاب های فارسی «فیْضُ العَلام فی عَمَل الشُّهور و وَقایعِ الْاَیّام» و «تَتمّةُ الْمُنْتَهی فی وَقایع اَیّام الْخُلَفاء» هر دو اثر شیخ عباس قمی، روایت کرده اند که روز ششم ذی الحجه سال ۱۵۸ هجری، منصور دوانیقی (لعنت الله علیه) دومین خلیفه عباسی در مسافرت حج به هلاکت رسید و در حجون یا قبرستان معلی مکه مدفون شد.
منصور دوانیقی میان خلفای بنی عباس از همه جهات شباهت های بسیاری داشت به هشام بن عبدالملک در بین خلفای بنی امیه و گویا منصور در رفتار و کنش های سیاسی خود هم از هشام تقلید می کرد. از خصوصیت های دومین خلیفه عباسی خست و سخت گیری مشهور او بود، به صورتی که خود شخصاً سکه ها را می شمرد و وقتی مرد نهصد و شصت میلیون سکه بر جای گذاشته بود. به علت همین شدت خسیسی او به «دوانیقی» مشهور شد. منصور قدرت سیاسی عباسیان را تثبیت کرد و خیلی از جمله ابومسلم خراسانی را که میان عباسیان به «صاحب الدعوه» و «امین آل محمد» شهرت داشت، اما بسیار قدرتمند شده بود، با حیله کشت. منصور حتی دماوند و طبرستان را هم فتح کرد.
او همینطور قیام های مختلف و معترضان به حکومتش را به شدت سرکوب کرد؛ تعداد زیادی از این قیام ها به خونخواهی ابومسلم خراسانی صورت گرفته بود. ابن کثیر در «البدایة و النهایة» نوشته است که منصور خویش را پادشاه می دانست و نه خلیفه مسلمین. از او نقل است که: «خلفا، چهار نفرند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی. پادشاهان هم چهار نفرند: معاویه، عبدالملک بن مروان، هشام بن عبدالملک و من.» منصور با کمک خاندان ایرانی برمکیان دستگاه دیوانی قدرتمندی ایجاد کرد که بیشتر برگرفته از رسوم اداری حکومت ساسانیان بود.
منصور دوانیقی بر خلاف برادرش سفاح، بسیار خونریز بود و عداوت و ظلم عجیبی به آل ابوطالب و فرزندان حضرت زهرای مرضیه (س) نشان داد. او خیلی از سادات و فرزندان حضرت زهرا (س) را به شهادت رساند و بزرگترین جنایتش به شهادت رساندن رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق (ع) بود. عبدالله محض و حسن مثلث و خیلی از بنی حسن (ع) را هم او شهید کرد.
اما اینکه سفاح شیعیان را آزار نرسانید، دلیلش علقه به شیعیان نبود. بلکه آن دوران عباسیون تازه به قدرت رسیده بودند و احتیاج به حمایت علویان. اما در دوران منصور، او و دیگر شخصیت های حکومت عباسی به این نتیجه رسیدند که علویان رقیب جدی آنها برای حکومت هستند، ازاین رو کینه آنها را به دل گرفتند. علاوه بر این امام صادق (ع) در این زمان بعنوان یک شخصیت علمی مطرح بود و شهرت خاصی در بین فقها و محدثان داشت. ازاین رو منصور کینه شدیدی نسبت به علویان و به خصوص به امام صادق (ع) پیدا کرده بود.
اسد حیدر در کتاب «الامام الصادق و المذاهب الاربعه» نوشته است: «محبوبیت امام صادق (ع) روز به روز در بین مردم سرزمین های اسلامی بیشتر می شد. فقها و رجال حدیث، علیرغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه نموده و در مسائل مختلف از ایشان پرسش می کردند. محبوبیت و عظمت امام صادق (ع) همواره بر بیم و نگرانی منصور می افزود و به همین جهت هر از چندی به بهانه ای امام را به عراق احضار می کرد و همواره اندیشه قتل آن حضرت را در سر داشت.» او پیش تر هم تلاش داشت مالک بن انس و ابوحنیفه را بعنوان شخصیت هایی علمی مطرح و از نفوذ امام صادق (ع) بکاهد، اما ایده هایش به سنگ خورد.
وقتی منصور به سال ۱۴۶ هجری آغاز به ساخت شهر بغداد کرد، دستور داد تا خیلی از اولاد حضرت زهرا (س) را زنده زنده در ستون ها و دیوارها قرار دهند و دیوار را روی آنها بنا کنند. اندیشه ساختن شهر بغداد هم این بود که عباسیان پایتختی دور از مراکز تجمع علویان داشته باشند. جنایت وی در کشتار هنگام ساخت بغداد، بخصوص در کتاب «وقایع المشهور» اثر آیت الله محمدباقر قائنی مجتهد بیرجَندی درج شده است. روایتی از حضرت رسول اکرم (ص) در «بحارالانوار» به این شرح روایت شده که حضرت فرمودند: برای جهنم هفت در است و هر کدام مربوط به هفت فرعون است: نمرود بن کنعان، فرعون دوران حضرت ابراهیم (ع)، مصعب بن ولید، فرعون زمان حضرت موسی کلیم الله، ابوجهل بن هشام، یزید قاتل اولاد من، مردی از نسل عباس که ملقب است به دوانیقی و...
شیعه که سرنوشتش با خون درآمیخته، دورانی سیاه را زمان حکومت منصور دوانیقی تجربه نمود. هرچند که به هر حال او هم مرد و به درک واصل شد و این شیعه بود که راه خویش را از دل دریای خون پیدا کرد و تا به امروز هم این راه را امتداد داده است و امر مهم هم این است که راه ادامه پیدا کند والا که منصور و منصورها را خدا از سر راه برمی دارد.


منبع:

1399/05/06
15:26:37
5.0 / 5
115
تگهای خبر: كتاب
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۵ بعلاوه ۴