بازخوانی ارزیابی شهید حسن باقری از عملیات بیت المقدس

بازخوانی ارزیابی شهید حسن باقری از عملیات بیت المقدس

بلك بلاگ: حوادث و پدیده های جنگ ایران و عراق اگر از زبان فرماندهان نظامی درگیر در صحنه عملیات بیان شود حاوی اطلاعات و واقعیات مهمی است كه در شناخت ابعاد جنگ اهمیت خاصی دارد، خصوصاً آن كه این بررسی در متن حادثه صورت گرفته باشد.


به گزارش بلک بلاگ به نقل از ایسنا، شهید حسن باقری در مورد عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر می گوید: بعد از روزهایی که قرار بود عملیات خرمشهر صورت گیرد، طرح عملیات به این صورت شد که از آبادان به سمت خرمشهر نیرو بیاید، قرارگاه فتح، خرمشهر را محاصره کند و قرارگاه فجر، عرایض را تامین کند و قرارگاه نصر، در امتداد دژ پایین بیاید و منطقه اروندرود را تامین کند. نکته ای که وجود داشت و از نظر نظامی حدس زده می شد، این بود که عراق در سه کیلومتری شلمچه-که ما هستیم-هیچگونه ضدحمله ای انجام نمی دهد و خیلی راحت رفت و آمد می کند و اهمیت زیادی به رفت و آمدها نمی دهد. تخمین زده می شد که عراق مبادرت به راه اندازی پلی روی اروندرود کرده، طول و عرض آن هم زیاد است، ولی بطور قطع در این حد فاصل، پلی برای عراق وجود دارد.
عراق مطمئن است منطقه تحت اشغالش را حفظ می نماید. البته، صدام شمال خرمشهر را که بین مارد و جاده آسفالتی بود، رها کرد و از جانب جنوب به یک خاکریز آمد و در آن جا مستقر شد و دیگر هیچ نشانه ای از این که عراق عقب نشینی کند و خرمشهر را تخلیه کند وجود نداشت، به خصوص با عکس هوایی که گرفته شد این حدس به یقین مبدل شد که عراق در (اروند) در حدود ۶ کیلومتری شرق شلمچه پلی راه اندازی کرده. شناسایی هایی نسبت به سربند عراقی ها انجام شد. در بعضی محورها، سیم های تلفن در خط خودمان و خط دشمن کشیده شد و میدان های مین پاکسازی گردید و قرار شد که عملیات در مرحله آخر صورت گیرد.
عملیات در ساعت ۲۲: ۳۰ شب شروع شد. مشکل این مرحله از عملیات به آن دلیل بود که خط عملیات سراسری بود، یعنی در حدود دوازده، سیزده کیلومتر حدود شش نفر نیرو که می خواستند به این خط بدهند به هیچ وجه مسائل هماهنگی رعایت نمی شد. نیرو هم صبر نمی کرد، برای این که بقیه نیروها در منطقه بودند عراق هم جلوی سربند سیم خاردار و مین گذاشته بود... تیپ حضرت رسول (ص) نخستین نیرویی بود که به (سربند) رسید و با تیپ ۲۲ عراق درگیر شد و به داخل نفوذ کرد.
تیپ دزفول با مشکلاتی از قبیل میدان مین و آتشی که عراق روی دشت داشت با یک مقدار تأخیر توانست به مواضع دشمن نفوذ بکند و در ادامه «دژ» حرکتش را به سمت پایین انجام داد و در تقاطع دژ و جاده آسفالت به صورت نیروهای پدافندی مستقر شد.
تیپ حضرت رسول (ص) به سبب این که کمی صبر کرد تا تیپ دزفول بیاید نتوانست خودش را به پل عراق در روی اروند برساند و تمام اهتمام بر این شد که خاکریز در شمال خین زده بشود و به موازات خین پدافند بکنیم. به سبب این که امکانات کم بود نیروها زیرپل بودند، برای همین در فاصله ۴۸ ساعت پس از آغاز عملیات، زیر جاده آسفالت مجدداً به تیپ دزفول واگذار شد، در ضمن دژ تا جاده آسفالت بلند و قابل قبول بود. به سمت خین، فاصله دژ بیشتر از سه سانتیمتر نبود و لازم بود که جنوب جاده آسفالت به تیپ دزفول و قسمت غربی و جنوبی جاده که به موازات خین بود به «نصر 2» واگذار شود.
حدود سه شب پس از آغاز عملیات قرار شد که تهاجمی برای انهدام پل و تامین خین صورت گیرد، اما تهاجم دیر آغاز شد، بنابراین، نیروها به پل حمله کردند و توانستند پل را پیدا کنند و به داخل جزیره(بواربین) بروند، ولی عراق در جزیره بوارین، نیروی پیاده زیادی گذاشته بود؛ برای اینکه حدس زیادی می زد که ما بخواهیم از سمت پل به بصره برویم، ولی از طرفی نمی خواست که پل را خراب کند. در این جا دو حدس زده می شد: نخست این که حفظ جزیره بوارین برای عراق مفید بود و اگر ما به این جزیره می رسیدیم عراق تامین اروندرود را از دست می داد. مسئله دوم این بود که عراق درصدد بود همیشه یک جناح جنوبی را در صحنه عملیات داشته باشد که اگر خواستیم عملیات را به سمت غرب ادامه دهیم بتواند برای تهدید نیروهای اسلام از جناح جنوبی استفاده نماید. آنها نیروها را با فشار بیرون زدند اما گفته می شد که روی پل، ۵۰ کیلو مواد گذاشته اند که با پرتاب یک توپ و انفجار مواد منفجره پل نیز منفجر شده است.
مسلم است که پل اصلی اروند در اختیار عراقی هاست و عراقی ها برای رفت وآمد تا جزیره بوارین از پل استفاده می نمایند. وضعیت کنونی عراق در شمال خین خط خیلی ضعیفی است. نیروی پیاده مقابل خودش را مین گذاری کرده و به آن صورت آنجا را خطری تهدید نمی نماید. عراق بیشتر برای تهدید جناح جنوبی عملیات، شمال خین را نگه داشته است. کار دیگری که درباره خین کرده بود این که خاکریز جنوب خین را - که سمت خودش است - حدود سه متر بلند کرده و خاکریز سمت ایران را یک مقدار تراشیده و به پایین آورده بود بطوریکه نیروها نمی توانستند برای شمال خین مستقیماً خط پدافندی داشته باشند.
مسئله ای که من داشتم این بود که قضیه خرمشهر با اطمینان صورت گیرد. مشکلاتی که در طول این عملیات داشتیم به سبب وجود حالت اضطراب در میان بچه ها بود. این نظر که اگر عملیات خراب شود قضیه چه خواهد شد. این بود که همه تلاش ها برای این بود که مسئله به صورت محکم صورت گیرد. ما مطمئن بودیم به حول و قوه خداوند قضیه خرمشهر حل خواهد شد، طرحی که داده می شد طوری نبود که یک فرد فقط برای انجام آن، کار کند. نه. چیزهای دیگری است که باید به خاطر آنها کار کرد.
خلاصه قرار شد که ما از عملیات (برون مرزی) صرف نظر نماییم. اگر تیپ قرارگاه فتح کارآیی دارد بیاید خرمشهر را محاصره کند طوری که ممکنست محاصره قوی شود و مطمئن شوند که کسی از خرمشهر بیرون نمی رود. از جانب دیگر، قرارگاه فتح بیاید نهر عرایض را تامین کند. برای این که کار تامین بدون اشکال باشد و با ضدحمله های عراق از سمت غرب مواجه نشوند قرارگاه نصر هم یک مدت ادامه منطقه دژ را تامین کند که عراق نتواند عکس العملی یا عملیاتی انجام بدهد. عراق اگرچه می دانست 14 هزار نفر از نیروهایش در خرمشهر هستند نتوانست هیچگونه ضدحمله ای را در منطقه غرب و شلمچه انجام دهد؛ برای این که نیروهای ما این اجازه را به (عراق) نمی دهند. البته، طرح به صورت کلاسیک نبود. برای همین هم برادران ارتش با این طرح موافق نبودند.
قرارگاه فتح مسئول محاصره خرمشهر بود. هم چنین، فاصله دژ و مرز عراق حدود دو کیلومتر بود که این دو کیلومتر از نظر زمین هیچ اجازه ای را به عراق نمی داد. شنیدیم که عراق نتوانست ضدحمله ای را برای آزاد کردن خرمشهر انجام بدهد و نیروها را از المنصور به منطقه می آوردند. در ضمن لشکر هفت پیاده عراق هم بود. ولی دیدیم که لشکر هفت پیاده را نتوانست وارد عمل بکند. می خواست آنرا بوسیله پل اروند وارد عمل کند، ولی به سبب باریک بودن معبر منطقه و تشکل کامل نیروهای اسلام از نیروهای پیاده نیز نتوانست استفاده نماید و به لطف خداوند خرمشهر آزاد شد.




منبع:

1399/02/29
11:41:30
5.0 / 5
62
تگهای خبر: رمان
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴